|
دختــــر چـــادری هــا
حجاب مهر عنایت حق بر قامت فرشتگان زمین است...
|
لطفا قبل از مطالعه ی این پست، پستهای زن پیامبر عاطفه است(1) و (2) را مطالعه فرمایید. ادامه: بر اساس مطالب ذكر شده، مرد و زن در
معيارهاي اصلي همتا هستند و يك سلسله مسئوليتهاي اجرايي براي مرد است كه اگر
انجام ندهد بايد وزر آن را تحمل كند، بنابراين نتيجه ميگيريم كه اولا آن
تهمتهايي كه به اسلام زده و ميگويند كه اسلام نيمي از جامعه را از بسياري از
حقوق محروم كرده است، نارواست. پایان. آيتالله جوادي آملي کد خبر: ۲۳۰۹۶۹
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۳
موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، حجاب، دینی-اجتماعی [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 18:40 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
فاطمه (س) میوه ی هستی است... زمانی که پیامبر خاتم صلوات الله علیه وآله راهی عرش شد و عروجی بالاتر از فرشتگان مقرب داشت، به حضرت دستور داده شد در بهشت نیمه ای از سیب چند هزار ساله ی بهشتی را تناول کند و نیمی دیگر تحفه ای بسیار گرانبها برای بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه بود... چه سیبی بود و چه ارزشی داشت و چه هدفی در پی آن بود؟ حضرت فقط مامور به تناول بودند ولی اینکه چه منطقی در ورای آن بود، زمان مشخص می کرد... چرا فاطمه ی زهرا میوه ی هستی است؟ می توان گفت بخاطر آن میوه ی خاصی بود که حضرت باریتعالی برای میلادش کنار گذاشته بود. سیبی که هزاران سال بر شاخه درخت سیبی در بهشت بود و همواره مورد تعجب و سوال فرشتگان بود که پروردگارا، این سیب را برای چه خلق کردی...؟ و با میلاد زهرا (س) نتیجه ی این میوه ی خاص است و پس زهرا میوه ی هستی است. و یا می توان گفت زهرا (س) نتیجه و ثمره ی به بار نشسته ی عالم هست که مانند تعدادی دیگر از مخلوقات که در این رتبه هستند، در رتبه ی بالایی از مقام انسانیت قرار دارد. اما اینها همه هست ولی همه ی معنی جمله ی بالا چیز دیگریست. حضرت زهرا (س) ثمره و نتیجه ی خلقت و در واقع دردانه ی مخلوقات است. و این است معنی حدیث معروف ((نحن حجج الله علی الخلق و فاطمة حجة علینا)) این است مقام شامخ و بی بدیل بانوی هستی، دختر رسول خاتم، همسر امام الاولین و الآخرین و مادر حسنین...
موضوعات مرتبط: مناسبت ها [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 16:23 ] [ امین کان ]
[ ]
ادامه: زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان كه حق خود اوست، به زن داده و فرموده اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن. آنگاه جامعه به صورتي در ميآيد كه شما در ايران ميبينيد. جهان در برابر ايران خضوع كرده است زيرا در مساله جنگ تا آخرين لحظه، صبر كرد و كاري كه بر خلاف عاطفه و رقت و رافت و رحمت باشد، انجام نداد .با اين كه دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسكوني، كشتار بيرحمانه بيگناهان و غير نظاميها را مشروع كردند . جامعه اي كه قرآن بر آن حاكم است، جامعه عاطفه است و سرش اين است كه نيمي از امور جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادران هستند . چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رافت و رقت ميدهد و رافت و رقت در همه مسائل كارساز است . بنا بر اين در هر بخشي و هر بعدي از ابعاد براي سير به مدارج كمال بين زن و مرد تفاوتي نيست، منتها بايد انديشهها قرآنگونه باشد يعني همانگونه كه قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع كرد، ما نيز در نظام اسلامي بين كتاب و حجاب جمع كنيم. يعني عظمت زن در اين است كه : « أن لا يرين الرجال ولا يراهن الرجال؛ نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند.» اگر كسي از تشخيص اصول ارزشي عاجز باشد، ممكن است ـ معاذالله ـ حجاب را يك بند بنداند و حال اينكه قرآن كريم وقتي مساله لزوم حجاب را بازگو ميكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان ميفرمايد : « ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين؛ براي اينكه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نشوند.» چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. آيتالله جوادي آملي
کد خبر: ۲۳۰۹۶۹
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۳
موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، حجاب، دینی-اجتماعی [ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 12:57 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
«قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد، ميفرمايد حجاب عبارت است از احترامگزاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند؛ لذا نظر كردن به زنان غير مسلمان را بدون قصد تباهي جايز ميداند.
آيتالله جوادي آملي
کد خبر: ۲۳۰۹۶۹
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۳
سلام به همه آنچه خوندیدصحبتهای آیت الله جوادی آملی
راجع به حقیقت حجاب و... بود که چند مدت قبل یکی از دوستان برام ایمیل کرده بود که فراموش کردم بذارم
وبلاگ تا اینکه امشب باهاش برخورد دوباره داشتم شکر خدا حجاب تو فرمایشات ایشون بسیار بسیار زیبا و لطیف و انگونه که باید وصف شده. بخاطر طولانی بودن توی چند پست میذارم و ازتون دعوت می کنم حتما تمامش رو دنبال کنین. التماس دعا موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، حجاب، دینی-اجتماعی [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 2:22 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
بانو آیا ذهنی،کلامی، قلمی، بشری را یارای وصف توست؟ هرگز آن بلندای رفیع عصمت،آن صدای رسای حق، آنکه خدا خیر کثیرش نام نهاد رادر ذهن این بنده ی در بند هوا نمی گنجد... زهرا من از تو چه می دانم جز لباسی کهنه در زیباترین شب زندگی ات و پهلویی شکسته در تلخ ترین وداع عاشقانه تاریخ؟آیا هیچ از خود پرسیده ام که چرا خاک شبانه اغوش برای زهرا گشود؟ تا مشروعیت نشوی ناکسان را؟چرا زهرا بی مزار ماند،چرا زهرا زهرا شد؟و چه زیبا گفت آنکه گفت شهادت مادرم افسانه نیست نه افسانه بلکه درس . بانو سراسر جهادی،سراسر شکوهی .... و چه ضعیفند این کلمات و چه فریاد می کشند زیر بار عظمتت آنگاه که نمی توانند زهرا را زهرا بنمایانند.وای که چه سر فرود آوردنی است تمام کلام و نگاه و بهتر بگویم سراسر زندگانی ات. به دنبال چیستم؟ یک زندگی سراسر عشق؟ چشمان بینا به نام دوست؟ذهن بیدار و در پی نور؟ پس می گردم به دنبال جای پایت و چشمانم را به چشمانت می دوزم، و برقاب اندیشه ام یا زهرا می نگارم. کاش قدری نه چون تو که زهرا شدن را زهرا بودن می طلبد، که شیعه ات باشم و چه زیباست کوه در پشت کوه، کوه شانه به شانه ی کوه، کوه هم کلام کوه ....چه بیهوده تلاش می کنم از تو بگویم حال آنکه هیچ نیستم اما بانو بگذار در آغوشت بمانم و تا ابدیت مادر بناممت ای زیباترین نگاه خدا.
موضوعات مرتبط: دلنوشته ها، مناسبت ها [ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 14:19 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
این
پای را بگو از ارتعاش بایستد،این دست را بگو که دست بردارد از این لرزش
مدام،این قلب را بگو که نلرزد،این بغض را بگو که نشکند و اشک از ناودان
چشم نریزد.
این دل بی تاب را بگو که فاطمه هست،نمرده است. ای جلوۀ خدا! ای یادگار رسول! زیستن بی تو چه سخت است و ماندن بی تو چه دشوار. این مرگ،مرگ تو نیست.مرگ عالم است.حیات بی تو،حیات نیست.این مرگ نقطۀ ختمی است بر کتاب جهان. زمین با چه دلی ترا در خویش می گیرد و متلاشی نمی شود؟ آسمان با چه چشمی به رفتن تو می نگرد که از هم نمی پاشد و فرو نمی ریزد؟ خدا اگر نبود من چه می کردم با این مصیبت عظمی؟ بعد از تو زندگی بی معنی است،حیات بی روح است و دنیا خالی است و من فقط گریه ام از این است که مبادا عمرم طولانی شود؛زندگی ام ادامه یابد. میان هر دو یار،روزی فرقتی هست،اما هیچ چیز به قدر جدایی تحملش مشکل نیست.هر چیز جز فراق تحملش آسان است.اینکه من بلافاصله بعد از محمد،فاطمه را از دست دادم،خود دلیل بر این است که دوستی دوام ندارد. فاطمه جان!چطور بگویم؟ فراق تو سخت است،سخت ترین است،تاب آوردنی نیست.تحمل کردنی نیست.کارم شده است گریه حسرت آمیز و شیون حزن انگیز،گریه برای دوستی که خود به بهترین راه پا گذاشت و مرا تنها گذاشت. ای اشک همیشه ببار! ای چشم،همواره همراهی کن که غم از دست دادن دوست،غم یکی دو روز نیست،غم جاودانه است. دوستی که هیچ کس جای او را در قلبم پر نمی کند،یاری که هیچ دیّاری به قدر او عشقم را معطوف خود نمی کند،یاری که از پیش چشم و کنار جسم رفته است ولی از درون قلبم هرگز. فاطمه جان!عزیز دلم! چه سود که در کنار قبر تو نازنین بایستم،به تو سلام کنم و با تو سخن بگویم وقتی پاسخی از تو نمی شنوم. چه شده است ترا فاطمه جان که پاسخ نمی دهی؟ آیا سنت دوستی را فراموش کرده ای؟ فاطمه جان! کاش علی را غریب و خسته و تنها،رها نمی کردی... اکنون...من این همه تنهایی،را به کجا ببرم؟ "برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته از سید مهدی شجاعی" موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، دلنوشته ها، مناسبت ها [ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 18:40 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
سلام مادر غریبم حوصله ی صحبتهای این فرزند ناچیزتان را دارید؟ مادر دلم گرفته... از غربت شما و غربت اشکهایتان همان اشکهایی که از دل شکسته اتان برخاست همان ناله هایی که دل های سنگ را ملول کرد همان هایی که درد داشتند درد ما...درد دین ما مادر این روزها نه شهر، نه بعضی آدمهایش و نه خیلی چیزهای دیگرش دلتنگ نیست نه دلتنگ سالروز یتیمی اهل بیت نه دلتنگ هجران آخرین پسرت مادر این روزها کمی یَاس میخواهیم... همینقدر که حضور مهدی(عج) را ظاهر کند... مادر از خدا بخواهید که دردمند شویم دردمند دین همدیگر...فقط کمی چون شما...
فردا غربت اهل بیت شروع میشود....فردا مظلومیت اهل بیت به توان امتداد تاریخ میرسد... وای از آن لحظه که مولا جانش را به خاک سپرد؛ پایش لرزید، زینب(س) را فراخواند و رو به مزار حضرت رسول فرمود که آقا جان صبرم تمام شد... وای از ان لحظه که مادر کفن همه را به زینب(س) معرفی کرد جز کفن ارباب وای از مظلومیت ممتد این خاندان... آجرک الله یا بقیة الله... موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، دینی-اجتماعی، دلنوشته ها، مناسبت ها [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 16:24 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم دلم گرفت، از این روزهای خاموشم فراغتی که فراق تو را ز پی دارد هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم بهار می رسد از راه آن زمانی که رسد ز کعبه ان المهدی تو بر گوشم سیاهی دلم از تو اگر چه دورم کرد میان روضه ولی با تو زود می جوشم بدون روضه ببین دست های سینه زنم گرفته زانوی غم را میان آغوشم هزار شکر که تا چند سال عیدم را برای مادرت از ابتدا سیه پوشم بقیع، گریه کن روضه های مادر توست کنار تربت زهرا مکن فراموشم... شعر: محمد بیبانی
موضوعات مرتبط: دلنوشته ها [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 20:43 ] [ امین کان ]
[ ]
گریه ای چون گریه های زهرا(س) می طلبد که یار مهدی (عج) شویم، نه از بهر فدک و خلافت که برای ولایت نه برای خودش نه برای علی(ع) و.... تنها برای ما میگرید بصیرتی فاطمی میخواهد که متحول شویم و فلیبک الباکون... فاطمه سِر است و چشم سِر بین میخواهد...چرا که فاطمه سر آفرینش است...پاره ی حبیب خداست، نه پاره ی تن، پاره ی روح، پاره ی جان پاره ی روح حضرت رسول دید که سقیفه علی را مظلوم و تنها کرد، دید غربت حسنش را، دید آن جمعه و سر حسینش را...از همین رو گریست و چه گریه ای... چقدر سخت است حرف بر دلت بماند و نتوانی بگویی، چقدر سخت است سفره ی فاطمیه پهن باشد و همچنان بند گناه دستمان را از لباس تقوا کوتاه کند چقدر سخت است بر مزار شهیدان روی، آنان که با نگاه حضرتش فنای فی الدوست شدند را ببینی و خود همچنان فنای فی الدنیا بمانی مادر شما برای ما دعا کنید، بانو به جان حسینت ملولم و آلوده و گمشده، خود جلوه کن ای نور حق آقا، ای تجلی اسمای حضرت عشق ، روسیاهی ما را چشم پوشید و بر قلبها جلوه کنید و دعا کنید خدا نکند که روزی روزگاری ، جمعه ای دیگر عزیزی از عزیزان زهرا غریب بماند... ادامه ی مطلب خطبه ی فدک هست، خطبه ای که آیت الله جوادی آملی گفتن مادر نهج البلاغه است... موضوعات مرتبط: اسلام عزیز، دینی-اجتماعی، دلنوشته ها، مناسبت ها ادامه مطلب [ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 0:25 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
مادر سلام خوب میدانم که شاهد چشمه ی چشمانم هستی و صدای دل تنگم را می شنوی دلی یتیم در فراقت حقارتم را ببین... آخر چگونه یک قطره ی سیاه آلوده وصف دریا کند چگونه یک مرید شیطان و دربند گناه ، بضعة حبیب خدا را بستاید عقل که ملول گشت .... لیکن عشق... این روزها دلها دخیل کوچه های بنی هاشم اند روزهایی که جان مولا در فراق تمام هستی اش پرگشود و جسمی بر چاه می گریست روزهایی که شروع غریبانه ی غریب مدینه بود، روزهایی که نوای هل من ناصر سیدالشهدا گوش تاریخ را نواخت و روزهایی که تمام اندوه زینت علی(ع) به دنیا آمد و در کودکی ام المصائب شد... اکنون شیعه یکصدا با جانش نوای این الطالب بذحول الانبیا و ابنا الانبیا را سر میدهد الها دمی حال ما را به دست خاکی ما مده که آن دم ، دمِ آزردن قلب منتقم آل الله و مُسکن قلوب هجران دیده ی شیعه است یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول شفیع عاشقان و عاشقان عاشق شدنت شو بحق گل گمگشته ات... دوستان عزیز فرارسیدن ایام فاطمیه را خدمت همه ی شما ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت تسلیت عرض می کنم شرمنده ی همه ی کسایی که گفتم سر میزنم و فرصت نشد واقعا حلال کنین؛ التماس دعا، یاعلی موضوعات مرتبط: دلنوشته ها، مناسبت ها [ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 12:1 ] [ خادم الزهرا(س) ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |